
آمـدم تا کـه مـرا بـنــده ی نابــم بـکنـیچـو مــریدان علی رو به صــوابم بکنیآن زمانی که از این میکده ها دور شومراضی ام گر تو مرا خانه خرابم بکنیبعد عمری همه دم بر سر و بر سینه زدن مـیشود نـوکــر میخانـه خطابم بکنی؟به خدا می رود این بی سر و پا تا به خدا زیرِ پایـت اگر الساعه ترابـم بکنیعاقلان را نبود بر درتان فیضِ حضور کـاش ای کـاش که دیـوانـه حسـابـم بکنی http://masteyar.parsiblog.com/ شاعر : سیروس بداغی...
ادامه مطلب