خرید بک لینک

شعر از هوشنگ ابتهاج

مژده بده! مژده بده! یار پسندید مرا

سایهی او گشتم و او، بُرد به خورشید مرا

جان دل و دیده منم، گریهی خندیده منم

یارِ پسندیده منم، یار پسندید مرا

کعبه منم، قبله منم، سوی من آرید نماز

کان صنمِ قبلهنما، خم شد و بوسید مرا

پرتو دیدار خوشش، تافته در دیدهی من

آینه در آینه شد: دیدمش و دید مرا

آینه خورشید شود، پیش رخ روشن او

تاب نظر خواه و ببین کاینه تابید مرا

گوهرِ گُمبوده نگر، تافته بر فرق فلک

گوهری خوبنظر، آمد و سنجید مرا

نور چو فواره زند، بوسه بر این باره زند

رشک سلیمان نگر و غیرت جمشید مرا

هر سحر از کاخ کرم، چون که فرو مینگرم

بانگ لکالحمد رسد، از مه و ناهید مرا

چون سر زلفش نکشم، سر ز هوای رخ او

باش که صد صبح دمد، زین شب امید مرا

پرتو بیپیرهنم، جان رها کرده تنم

تا نشوم سایهی خود، باز نبینید مرا

برچسب: قامت یار,قامت یاران از تبر داران,قامت یاران از تبرداران اگر شکسته,قامت يار,الف قامت یار,جز الف قامت یار,شعر الف قامت یار, نویسنده: پارسا نعمتی تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 2:11

صفحه بندی